تبليغاتX
Pearl Flower
Pearl Flower
* ما دو تا دوست هستیم و تو این وبلاگ میخوایم خاطراتمون رو براتون بنویسم * 
قالب وبلاگ
تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

ما دو تا دوس جون هستیم تصاوير زيباسازی ، كد موسيقی ، قالب وبلاگ ، خدمات وبلاگ نويسان ، تصاوير ياهو ، پيچك دات نت www.pichak.net

که خیلی همدیگه رو دوس داریم

تو این وبلاگ براتون شعر و متن و خاطره میذاریم

من و دوس جونم هیچ وجه اشتراکی باهم نداریم به جز قلب مهربونمون

هر چیزی که فکر کنین ما برعکس هم هستیم

امیدوارم از وبلاگمون خوشتون بیاد و بهمون سر بزنید

یادتون نره که برامون پیام بذارید

خوشحال میشیم مررسییییییییییییییییی

 
[ جمعه بیست و چهارم تیر 1390 ] [ 14:52 ] [ نگاه جون ] [ ]
سلام امروز فکر کنم 24 اردیبهشت 1391 هستش در کل من با تاریخ مشکل دارما روزا تو یادم نمیمونه

صبح به زور از خواب بیدار شدم از ساعت 6 صبح هی این گوشی من زنگ میزنه میگه بیدار شو شکلک های عروسک

منم خوابم میود خب خلاصه دیگه چیکار میشه کرد با هر بدبختی بود که پاشدم راه افتادم برم دانشگاه

2 ساعت فقط خمیازه میکشیدم همش دلم تختخوابم رو میخواست

بعدش ساعت 10 شدش پاشدم رفت کلاس ریاضی اونجا هم که دیدم هیچی نمیفهمم پاشدم اومدم بیرون یه گشتی زدم و رفتم سر کارم در کل زیاد کار نبود  

خیر سرم امتحان آزمایشگاه داشتم  سنگ شناسی آذرین و دگرگونی

چون سرم خلوت بود برداشتم خصوصیات سنگ ها رو خوندم و حفظ کردم

ماشلا همه شون هم یا سبز بود یا بی رنگ یا قهوه ای یا رنگارنگ ما مونده بودیم و تشخیص سنگ ها و کانی ها

چشتون روز بد نبینه که ساعت 2 داشت نزدیک میشد و استرس هم بیشتر

با مریم ساعت 1 رفتیم سلف و ناهارمون رو خوردیم و برگشتیم ساختمان کلاسها

رفتیم تو کلاس خالی نشستیم یه درو هم باهم تمرین کردیم و رفتیم جلوی آزمایشگاه

امتحان یعین اونقده سخت بودش رفتم سر میکروسکوپ مقطع من هم سبز و قهوه ای بودش در کل خیلی چرت بودش

هرچی که فکر می کردم رو نوشتم تحویل دادم

تشخیص سنگ هم بودش همه بدون استثنا گرانو دیوریت نوشته بودیم

یعنی امتحان تونل وحشت میرفتیم خیلی بهتر بودش

آخه این چه وضعشه دیگه

خدافظ

[ یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 22:20 ] [ نگاه جون ] [ ]

سلام 

چه قهر باشیم چه آشتی اصل درست این است که عزیزان ما در خانه ی دل ما جای دارند

من الان میخوام الان از همین وبلاگم از یه نفر عذر خواهی کنم امیدوارم که منو از ته دلش ببخشه :girl_11:

من از خانوم صمدی یکی از کارشناس های دانشگاه مون که خیلی خیلی خیلـــــــــــــــــــــــــــی خانوم خوب  و دوست داشتنی هستن معذرت خواهی کنم ببخشید اگه اون روز باهاتون بد حرف زدم هر چی باشه بخشش از بزرگانه امیدوارم که از دستم اگه ناراحت شدین منو ببخشین :girl_blush2:
باور کنین نمی تونستم دوباره برگردم اونجا دفعه بعدیش رو هم به زور روفتم :a54d65a: :badbakht:


اگه منو نبخشین من اینجوری گریه میکنم :girl_cray2: :girl_cray2::girl_cray2:
راستش دیگه نمیدونم چی بگم فقط خواهش میکنم که اگه حرفی زدم به دلتون نگرفته باشید :viannen_391:

:9e0711:


:4e9fd64:

:4uboxs:


:gol3:

:flower1:
:flower5:
:iloveu:
بخدا دیگه نمیدونم چجوری بگم ببخشید :gerye2: :gerye2: :geristan: :geristan:
دوستون دارم هوار تاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااا

اینم یه سبد گل تقدیم به شما



اینم شرینی واسه اینکه همیشه شیرین کام باشینhttps://lh5.googleusercontent.com/-atdvtNIuCKc/T63vyVlGhoI/AAAAAAAALis/tQ2D99tO4hA/w497-h373/http%2B_meme.zenfs.com_u_b2a7c065f46338f5c1e551af21d4ce94366b163a.jpeg
[ شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 ] [ 23:39 ] [ نگاه جون ] [ ]
مي گـفتـي : گـذشته ها گذشته !

نيستــي بـبينــي..!


من هنــوز غـرق گذشتـه اي هســتم ، كه نميـگذرد ...


بخند

بلندتر بخند

جدي نگير افتادن هايم را

تلو تلو خوردن هايم را

و اين كلاهي كه به سرم زار مي زند

......بخند

بلندتر بخند

دلقك شده ام كه بخندانمت

[ شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 ] [ 21:41 ] [ نگاه جون ] [ ]
چقدر خوبه بعضی از آدما بدونن که اگر چیزی رو به روشون نمیاری ،

" از ســادگی نیست" ،

شاید دیگه اونقدر واست مــهم نیستن که روشون حساس باشی

[ شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 ] [ 21:36 ] [ نگاه جون ] [ ]
خدای من خداییست كه

اگر سرش فریاد كشیدم

به جای اینكه با مشت به دهانم بزند

با انگشتان مهربانش نوازشم می كند

و می گوید :

میدانم جز من كسی نداری.

[ چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 19:23 ] [ نگاه جون ] [ ]
رسیدن بـــــه مَــــن آسان نیـــــست

اگر هِـــمـَتـَش را نـَـــداری

آسیــــبی به درخت نــــزن

بـــــه همان سیــــب هایـــــ کِرم خورده ی روی زمــــــین قانـــــــــــــع بــاش

[ چهارشنبه سیزدهم اردیبهشت 1391 ] [ 19:21 ] [ نگاه جون ] [ ]

اگر نسیمی شانه هایت را نوازش کرد

بدان آن هوای دل من است

که به یادت می وزد

[ چهارشنبه شانزدهم فروردین 1391 ] [ 18:23 ] [ نگاه جون ] [ ]
آدم است دیــــگر ؛
گاهے دلــش مےخواهـــد ، کسے موهایـــش را نــوازش کنـــد
و آرام زیر گوشــش بگویــد : دوستــت دارم!...
[ جمعه بیست و ششم اسفند 1390 ] [ 11:42 ] [ نگاه جون ] [ ]
جوابم را نمیخواهی تو پاسخ داد، ای آیینه دیوار!!؟

ز خود پرسیدهام در تو!

که عاشق بودهام آیا!!؟

جوابش را تو هم، البته میدانی

سکوت مانده بر لب راتو هم ای من!

به گوش بسته میخوانی

[ شنبه بیستم اسفند 1390 ] [ 20:42 ] [ نگاه جون ] [ ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

سلام تو این وبلاگ هر روز براتون شعر و عکس و متن و خاطره های خودمون رو میذایم
امیدوارم وقتی تو وبلاگ ما هستین بهتون خوش بگذره
نويسندگان